تبليغاتX
قصه عشق



به نام حق

دیگه رفت انگار از همون اول هم نمی خواست که

برا همیشه کنارم بمونه

بازم تنها شدم اما اینبار دیگه نمیخوام

از تنهائی بیرون بیام

تنهائی رو میخوام برام خودم باشه

میخوام بجای اینکه

یه آدم بی وفا را دوست داشته باشم

تنهائی که با گوشت و خونم

در هو آمیخته شده رو دوست داشته باشم

چون یه چیزی رو میدونم اونم اینکه

"تنهائی بی وفا نیست"

منم دیگه خسته شدم

از انتظار

اما بازم میگم نه خدایا هیچ وقت انتظار را از این بنده حقیرت سلب نکن

امضاء:"اشک قاصدک"

+ اشک قاصدک |



به نام هستی

بازم عشق کار خودشو توی این دلم کرد

نمی خواستم اونو ببخشم

اما دلم طاقت دوری از اونو نداره

..........................................................................................................................

..................................................................................................................

.............................................................................................................

به تو عادت کرده بودم


اي به من نزديک تر از من


اي حضورم از تو تازه


اي نگاهم از تو روشن

 
به تو عادت کرده بودم

 
مثل گلبرگي به شبنم

 
مثل عاشقي به غربت


مثل مجروحي به مرهم


لحظه در لحظه عذابه

 
لحظه هاي من بي تو


تجربه کردن مرگه

 
زندگي کردن بي تو

 
من که در گريزم از من

 
به تو عادت کرده بودم

از سکوت و گريه شب

 
به تو حجرت کرده بودم


با گل و سنگ و ستاره

 
از تو صحبت کرده بودم

 
خلوت خاطره هامو

 
با تو قسمت کرده بودم

 
خونه لبريز سکوته

 
خونه از خاطره خالی

 
من پر از ميل زوالم


عشق من تو در چه حالی

 
.............................................................................

.........................................................

..................................

...................................................................................................

امضاء:"اشک قاصدک"

+ اشک قاصدک |



آره!تو از اوّل هم هم عاشق من نبودی!فقط حرفشو میزدی.فقط این من بودم

 که عاشق تو بودم می دونم. تو همیشه من رو به خاطر خودت می خواستی نه به خاطر من!

 ولی من تو رو به خاطر خودت می خواستم.چه روزها و شب هایی که من خودمو به آب و آتیش می زدم

تا ازت خبری بگیرم.امّا تو! حتّی برای تو مهم نبود من از دوریت چه حالی پیدا کردم!

 می دونی چرا؟ چون همیشه من عاشق تر بودم و می گفتم. اگه تو هم عاشق بودی می گفتی.

امّا چون هیچ وقت حرف نزدی پس نمی تونی عاشق باشی... اشک در چشمان قاصدک جاری شد

. امّا دستش را روی دهانش گرفت تا مریم صدای هق هقش را نشنود.می دونی چرا هیچی نمی گی؟چون حرفی نداری که بزنی.

 بی انصاف! اصلآ با خودت هیچ فکر نکردی دل مریم دیگه نمی تونه عاشق کس دیگه ای جز تو بشه؟

آخه چرا تنها گذاشتی؟ مگه گناه من چی بود جز عاشقی؟ خوب شد که فهمیدم ادّعای عاشقی تو دروغ و پوچه!

من چه قدر ساده بودم که وقتی می گفتی جونت رو برام فدا می کنی باور می کردم. آه! مریم ساده ی بیچاره...

 این بار قاصدک تمام دستانش را روی دهانش گذاشت. امّا با هر قطره اشک یکی

 از دستان قاصدک پرپر می شد و بر روی زمین می ریخت. در همین حال...   

 چشمان گریان قاصدک که به زحمت باز می شد، پسرکی را در پشت سر گل مریم دید

 که به سمت او می آمد. پسرک با خیال چیدن گل مریم به ان ها نزدیک می شد.

مریم بی خبر از اتّفاقی که در حال وقوع بود همچنان قاصدک را به خاطر سفرش سرزنش می کرد.

 نگرانی تمام وجود قاصدک را فراگرفته بود. گام های پسرک هر لحظه نزدیک و نزدیک تر می شد.

 ناگهان فکری به ذهن قاصدک رسید...سراسیمه از روی گل مریم به هوا جهشی کر

د و خود را روی نوک بینی پسرک انداخت. پسرک که خیال کرد زنبوری روی بینی اش نشسته

 به سرعت ضربه ای به قاصدک وارد آورد و قاصدک را به دو نیم کرد و از ترس از مسیری که آمده بود برگشت.

گل مریم که پریدن قاصدک را احساس کرد، بی خبر از اتّفاقی که در نزدیکی او افتاده بود این بار

 با چشمان گریان فریاد زد:آره! برو قاصدک! تو هیچ وقت نخواستی به حرفای من گوش کنی.

تو هیچ وقت نفهمیدی عشق یعنی چی! تا زنده ام نمی بخشمت قاصدک! هیچ وقت هیچ وقت... آرزو می کنم

که یه روز خوش نداشته باشی و هر روز بد بیاری. صدامو میشنوی قاصدک؟؟؟... 

 قاصدک در حالی که بر روی گلبرگ های گل شقایق افتاده بود و نفس های آخرش را می کشید

با صدای ضعیفی که فقط گل شقایق می شنیدجواب داد: فروغ این گلزار، مریم من، مواظب خودت باش...

 شقایق که گلبرگ هایش با خون قاصدک گُلی شده بود قاصدک را در آغوش کشید و گفت:

 از این پس عشق را به همه ی دنیا خواهم آموخت همان طور که تو به من آموختی قاصدک عاشق...

امضاء:"اشک قاصدک"

+ اشک قاصدک |



سلام بر کسی که انتظار را آفرید

او خواهد آمد

منجی

:

"مهدی"

نشان دهنده

جای

"یکتاترین"

اوست که عدالت را به پا خواهد کرد

.................................................................................

امضاء:"اشک قاصدک"

+ اشک قاصدک |



به نام تنها ترین تنها

نمی دونم که امروز از چی بگم

از کجا شروع کنم

خسته شدم از این زمونه

دیگه طاقت ندارم

ولی ای کاش میشد تمامه این خستگی ها را یه جوری بر طرف کرد

اینم بستگی به ذات آدمی داره

نیاز به کسی دارم که بتونه منو درک کنه اما اون نفر را هنوز

پیدا نکردم

..................................................................................................

........................................................................................

.............................................................................

.................................................................

.....................................................

........................................

...................................

امضاء:"اشک قاصدک"

...........................

......................

...................

.............

.......

....

....

...

..

.

+ اشک قاصدک |



به نام هستی بخش عشق و مستی

تا حالا رو موضوع خیانت با کسی بحثی انجام دادید

اصلا" خیانت چیه و چرا به وجود میاد؟

چرا باید به کسی خیانت کنیم؟

آخر کار خیانت چیه؟

این سئوالات را قصه عشقم از من پرسید

من جواب خودمو به اون دادم

جواب شما به این سئوالات چیه؟

خیانت

امضاء:"اشک قاصدک"

+ اشک قاصدک |



به نام عشق

نمیدونم آیا این حرفا را بزنم یا اینکه نه

اما متوجه نمیشم که چرا باید

جهانیان با تک گربه زمین این چنین کنن

درسته قاصدک نباید وارد این جور مسائل بشه اما اون وقتی میبینه که

اونائی که از جنسش هستن اینطور به جون هم میوفتند دیگه نمی تونه تحمل کنه اینا همش کار اونائیه که نمیخوان این گربه که چندین ساله به خواب رفته بیدار بشه

و

به ثروتشون چنگ بندازه

اما اونا خودشون دستی دستی بد بخت شدن

راجع به این حرفام فکر کنید

........................................................................................

...............................................................................

........................................................................

..............................................................

...................................................

...............................................

امضاء:"اشک قاصدک"

.......................................

...............................

.............................

.....................

..............

.............

...........

.........

.......

.....

....

...

..

.

+ اشک قاصدک |



به نام عشق و خالق عشق

اینبار قصد کردم بهش همه چیزو بگم

اما

امن از این دل

که تو سینه آرومو قرار نداره

وقتی میبینمش

دلم میخواد از جا کنده بشه

زبونم تو دهنم نمی چرخه

گاهی اوقات از دوست داشتنش خسته میشم اما

هیچ وقت حاضر نیستم ولش کنم

این قصه عشق من و اون

شاید آخرش خوش باشه

......................................................................

...........................................................

.................................................

..........................................

......................................

.................................

امضائ:"اشک قاصدک"

.............................

......................

.................

...............

............

.........

......

.....

....

...

..

.

+ اشک قاصدک |




IranMusic-Code